ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
130
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بود . چون شب فرا رسيد تمام آن گروه را بازداشت كرد و پس از چند روز همه را در پيرامون كاخ خود بدار آويخت . عدهء آنها هفتاد و دو تن بود يكى از آنها برادر يحيى بن يحيى و ديگرى ابن ابى كعب بود . آن روز روز بسيار ننگينى بود . دشمنى مردم نسبت به حكم هم سختتر گرديد . بيان حوادث در آن سال تعصب ميان قبايل مصر و يمن موجب شورش و كين گرديد رشيد محمد بن منصور بن زياد را فرستاد ميان آنها را اصلاح داد . زمين لرزه در « مصيص » واقع و حصار و ديوار شهر منهدم گرديد . آب شهر هم فرو رفت . عبد السلام در شهر آمد خروج و قيام كرد يحيى بن سعيد عقيلى او را كشت . در آن سال رشيد فرزند خود قاسم را براى جنگ و غزاى « صائفه » ( روم ) فرستاد . فرزند خود را نذر خداوند كرد و او را بعنوان يك قربان ( براى جهاد ) فرستاد حكومت مراكز و شهرها را به او سپرد . عبد اللّه بن عباس بن محمد بن على امير الحاج شد . فضيل بن عياض زاهد وفات يافت او در شهر سمرقند متولد شده كه به مكه نقل مكان كرد و در آنجا درگذشت . معمر بن سليمان بن طرخان تيمى ابو محمد بصرى هم وفات يافت او در سنه صد و شش يا هفت متولد شده بود . همچنين عمر بن عبيد طنافسى كوفى ( درگذشت ) . در آن سال ابو مسلم معاذ هراء نحوى گفته شده كنيه او ابو على بود كه كسائى نحو را از او آموخت و او در زمان يزيد بن عبد الملك متولد شده بود وفات يافت . سنه صد و هشتاد و هشت در آن سال ابراهيم بن جبرائيل به قصد جنگ و غزاى « صائفه » ( روم ) لشكر كشيد و از « درب صفصاف » وارد بلاد روم شد . « نقفور » پادشاه روم از پشت سر بر او هجوم نمود و او را از پيشرفت بازداشت . سه زخم به او زده شد و مسلمين عدهء چهل هزار و هفتصد تن